ดีวานี ชัมส์› ฆะซัล 1495› เบท 7 ← ก่อนหน้า · ถัดไป →
ดีวานี ชัมส์ · غزل شمارهٔ ۱۴۹۵
- نشان ده راه خمخانه که مستم که دادم من جهانی را به یک جام
G1495:7
ภาษาของคุณ
ยังไม่มีความหมายในภาษาของคุณ — จะสร้างให้ทั้งฆะซัลในครั้งเดียว:
ai-draft · gemini-2.5-pro
คำอธิบายสำหรับเบทนี้
ยังไม่มีคำอธิบาย — เป็นการอ่านตีความเบทนี้ในบริบทของฆะซัล:
ฆะซัลฉบับเต็ม ↗
- 1 اگر تو نیستی در عاشقی خام·بیا مگریز از یاران بدنام
- 2 تو آن مرغی که میل دانه داری·نباشد در جهان یک دانه بیدام
- 3 مکن ناموس و با قلاش بنشین·که پیش عاشقان چه خاص و چه عام
- 4 اگر ناموس راه تو بگیرد·بکش او را و خونش را بیاشام
- 5 که این سودا هزاران ناز دارد·مکن ناز و بکش ناز و بیارام
- 6 حریفا اندر آتش صبر می کن·که آتش آب می گردد به ایام
- 7 نشان ده راه خمخانه که مستم·که دادم من جهانی را به یک جام
- 8 برادر کوی قلاشان کدام است·اگر در بسته باشد رفتم از بام
- 9 به پیش پیر میخانه بمیرم·زهی مرگ و زهی برگ و سرانجام
ganjoor: sh1495 · public domain