Divan-e Shams› Ghazal 1502› Beyt 13 ← previous · next →
Divan-e Shams · غزل شمارهٔ ۱۵۰۲
- خمش کن آنک او از صلب عشق است بسستش اینک من ارشاد کردم
G1502:13
Your language
No rendering in your language yet — it is made for the whole ghazal at once:
ai-draft · gemini-2.5-pro
Commentary on this couplet
Not written yet — a close reading of this couplet inside its ghazal:
The whole ghazal ↗
- 1 ز زندان خلق را آزاد کردم·روان عاشقان را شاد کردم
- 2 دهان اژدها را بردریدم·طریق عشق را آباد کردم
- 3 ز آبی من جهانی برتنیدم·پس آنگه آب را پرباد کردم
- 4 ببستم نقشها بر آب کان را·نه بر عاج و نه بر شمشاد کردم
- 5 ز شادی نقش خود جان می دراند·که من نقش خودش میعاد کردم
- 6 ز چاهی یوسفان را برکشیدم·که از یعقوب ایشان یاد کردم
- 7 چو خسرو زلف شیرینان گرفتم·اگر قصد یکی فرهاد کردم
- 8 زهی باغی که من ترتیب کردم·زهی شهری که من بنیاد کردم
- 9 جهان داند که تا من شاه اویم·بدادم داد ملک و داد کردم
- 10 جهان داند که بیرون از جهانم·تصور بهر استشهاد کردم
- 11 چه استادان که من شهمات کردم·چه شاگردان که من استاد کردم
- 12 بسا شیران که غریدند بر ما·چو روبه عاجز و منقاد کردم
- 13 خمش کن آنک او از صلب عشق است·بسستش اینک من ارشاد کردم
- 14 ولیک آن را که طوفان بلا برد·فروشد گرچه من فریاد کردم
- 15 مگر از قعر طوفانش برآرم·چنانک نیست را ایجاد کردم
- 16 برآمد شمس تبریزی بزد تیغ·زبان از تیغ او پولاد کردم
ganjoor: sh1502 · public domain