Divan-e Shams› Ghazal 1546› Beyt 2 ← previous · next →
Divan-e Shams · غزل شمارهٔ ۱۵۴۶
- کردم بدرود همنشینان را جان را به جهان بینشان بردم
G1546:2
Your language
No rendering in your language yet — it is made for the whole ghazal at once:
ai-draft · gemini-2.5-pro
Commentary on this couplet
Not written yet — a close reading of this couplet inside its ghazal:
The whole ghazal ↗
- 1 رفتم تصدیع از جهان بردم·بیرون شدم از زحیر و جان بردم
- 2 کردم بدرود همنشینان را·جان را به جهان بینشان بردم
- 3 زین خانه شش دری برون رفتم·خوش رخت به سوی لامکان بردم
- 4 چون میر شکار غیب را دیدم·چون تیر پریدم و کمان بردم
- 5 چوگان اجل چو سوی من آمد·من گوی سعادت از میان بردم
- 6 از روزن من مهی عجب درتافت·رفتم سوی بام و نردبان بردم
- 7 این بام فلک که مجمع جانهاست·ز آن خوشتر بد که من گمان بردم
- 8 شاخ گل من چو گشت پژمرده·بازش سوی باغ و گلستان بردم
- 9 چون مشتریی نبود نقدم را·زودش سوی اصل اصل کان بردم
- 10 زین قلب زنان قراضه جان را·هم جانب زرگر ارمغان بردم
- 11 در غیب جهان بیکران دیدم·آلاجق خود بدان کران بردم
- 12 بر من مگری که زین سفر شادم·چون راه به خطه جنان بردم
- 13 این نکته نویس بر سر گورم·که سر ز بلا و امتحان بردم
- 14 خوش خسپ تنا در این زمین که من·پیغام تو سوی آسمان بردم
- 15 بربند زنخ که من فغانها را·سرجمله به خالق فغان بردم
- 16 زین بیش مگو غم دل ایرا من·دل را به جناب غیب دان بردم
ganjoor: sh1546 · public domain