Divan-e Shams Ghazal 1616 Beyt 2 ← previous · next →

Divan-e Shams · غزل شمارهٔ ۱۶۱۶

  1. همه خوبی قمر او همه شادی است مگر او که از او من تن خود را ز شکر بازندانم

G1616:2

Your language

No rendering in your language yet — it is made for the whole ghazal at once:

Commentary on this couplet

Not written yet — a close reading of this couplet inside its ghazal:

The whole ghazal ↗

  1. 1 ز یکی پسته دهانی صنمی بسته دهانم·چو برویید نباتش چو شکر بست زبانم
  2. 2 همه خوبی قمر او همه شادی است مگر او·که از او من تن خود را ز شکر بازندانم
  3. 3 تو چه پرسی که کدامی تو در این عشق چه نامی·صنما شاه جهانی ز تو من شاد جهانم
  4. 4 چو قدح ریخته گشتم به تو آمیخته گشتم·چو بدیدم که تو جانی مثل جان پنهانم
  5. 5 وگرم هست اگر من بنه انگشت تو بر من·که من اندر طلب خود سر انگشت گزانم
  6. 6 چو از او در تک و تابم ز پیش سخت شتابم·چو مرا برد به نارم دو چو خود بازستانم
  7. 7 چو شکرگیر تو گشتم چو من از تیر تو گشتم·چه شد ار بهر شکارت شکند تیر و کمانم
  8. 8 چو صلاح دل و دین را مه خورشید یقین را·به تو افتاد محبت تو شدی جان و روانم

ganjoor: sh1616 · public domain