Divan-e Shams› Ghazal 1622› Beyt 2 ← previous · next →
Divan-e Shams · غزل شمارهٔ ۱۶۲۲
- تو رئیسی و امیری دم و پند کس نگیری صنما چه زودسیری که ز سیریت خرابم
G1622:2
Your language
No rendering in your language yet — it is made for the whole ghazal at once:
ai-draft · gemini-2.5-pro
Commentary on this couplet
Not written yet — a close reading of this couplet inside its ghazal:
The whole ghazal ↗
- 1 تو ز من ملول گشتی که من از تو ناشتابم·صنما چه می شتابی که بکشتی از شتابم
- 2 تو رئیسی و امیری دم و پند کس نگیری·صنما چه زودسیری که ز سیریت خرابم
- 3 چه شود اگر زمانی بدهی مرا امانی·که نه سیخ سوزد ای جان نه تبه شود کبابم
- 4 چه شود اگر بسازی نشتابی و نتازی·نشود دلم نمازی چو ببرد یار آبم
- 5 تو چه عاشق فراقی چه ملولی و چه عاقی·ز کف بجز تو ساقی ندهد طرب شرابم
- 6 بتپد دلم که ناگه برود به حجره آن مه·چو نهان شد آفتابم به دو دیده چون سحابم
- 7 به کمی چو ذرههایم من اگر گشاده پایم·چه کنم وفا ندارد به طلوع آفتابم
- 8 عجب آسمان چه بارد که زمین مطیع نبود·تو هر آنچ پیشم آری چه کنم که برنتابم
- 9 تو چو من اگر بجویی به شمار خاک یابی·چو توی اگر بجویم به چراغها نیابم
- 10 نفسی وجود دارم که تو را سجود آرم·که سجود توست جانا دعوات مستجابم
- 11 تو بگفتیم که دل را ز جهانیان فروشو·دل خود چگونه شویم چو ببرد هجرت آبم
- 12 صنما چو من کم آید به کمی و جان سپاری·که ز رشک دل کبابم و به اشک چون سحابم
- 13 به سحر توی صبوحم به سفر توی فتوحم·به بدل توی بهشتم به عمل توی ثوابم
- 14 تو چو بوبک ربابی به ستیزه تن زدستی·من خسته از ستیزت به نفیر چون ربابم
- 15 تو نه آن شکرجوابی که جواب من نیابی·مگر احمقم گرفتی که سکوت شد جوابم
ganjoor: sh1622 · public domain