Divan-e Shams Ghazal 164 Beyt 4 ← previous · next →

Divan-e Shams · غزل شمارهٔ ۱۶۴

  1. که به غیر کنج زندان نرسم به خلوت او که نشد به غیر آتش دل انگبین مصفا

G164:4

Your language

No rendering in your language yet — it is made for the whole ghazal at once:

Commentary on this couplet

Not written yet — a close reading of this couplet inside its ghazal:

The whole ghazal ↗

  1. 1 چو مرا به سوی زندان بکشید تن ز بالا·ز مقربان حضرت بشدم غریب و تنها
  2. 2 به میان حبس ناگه قمری مرا قرین شد·که فکند در دماغم هوسش هزار سودا
  3. 3 همه کس خلاص جوید ز بلا و حبس من نی·چه روم چه روی آرم به برون و یار این جا
  4. 4 که به غیر کنج زندان نرسم به خلوت او·که نشد به غیر آتش دل انگبین مصفا
  5. 5 نظری به سوی خویشان نظری برو پریشان·نظری بدان تمنا نظری بدین تماشا
  6. 6 چو بود حریف یوسف نرمد کسی چو دارد·به میان حبس بستان و که خاصه یوسف ما
  7. 7 بدود به چشم و دیده سوی حبس هر کی او را·ز چنین شکرستانی برسد چنین تقاضا
  8. 8 من از اختران شنیدم که کسی اگر بیابد·اثری ز نور آن مه خبری کنید ما را
  9. 9 چو بدین گهر رسیدی رسدت که از کرامت·بنهی قدم چو موسی گذری ز هفت دریا
  10. 10 خبرش ز رشک جان‌ها نرسد به ماه و اختر·که چو ماه او برآید بگدازد آسمان‌ها
  11. 11 خجلم ز وصف رویش به خدا دهان ببندم·چه برد ز آب دریا و ز بحر مشک سقا

ganjoor: sh164 · public domain