Divan-e Shams› Ghazal 165› Beyt 3 ← previous · next →
Divan-e Shams · غزل شمارهٔ ۱۶۵
- غم و مصلحت نمانَد همه را فرو دَرانَد پس از آن خدای داند که کجا کشد تماشا
G165:3
Your language
No rendering in your language yet — it is made for the whole ghazal at once:
ai-draft · gemini-2.5-pro
Commentary on this couplet
Not written yet — a close reading of this couplet inside its ghazal:
The whole ghazal ↗
- 1 اگر آن میی که خوردی به سحر نبود گیرا·بستان ز من شرابی که قیامت است حقا
- 2 چه تفرج و تماشا که رسد ز جام اول·دومش نعوذبالله چه کنم صفت سوم را
- 3 غم و مصلحت نمانَد همه را فرو دَرانَد·پس از آن خدای داند که کجا کشد تماشا
- 4 تو اسیر بو و رنگی به مثال نقش سنگی·بجهی چو آب چشمه ز درون سنگ خارا
- 5 بده آن می رواقی هله ای کریم ساقی·چو چنان شوم بگویم سخن تو بیمحابا
- 6 قدحی گران به من ده به غلام خویشتن ده·بنگر که از خمارت نگران شدم به بالا
- 7 نگران شدم بدان سو که تو کردهای مرا خو·که روانه باد آن جو که روانه شد ز دریا
ganjoor: sh165 · public domain