Divan-e Shams Ghazal 167 Beyt 6 ← previous · next →

Divan-e Shams · غزل شمارهٔ ۱۶۷

  1. تا تو برداشته‌ای دل ز من و مسکن من بند بشکست و درآمد سوی من سیل بلا

G167:6

Your language

No rendering in your language yet — it is made for the whole ghazal at once:

Commentary on this couplet

Not written yet — a close reading of this couplet inside its ghazal:

The whole ghazal ↗

  1. 1 کی بپرسد جز تو خسته و رنجور تو را·ای مسیح از پی پرسیدن رنجور بیا
  2. 2 دست خود بر سر رنجور بنه که چونی·از گناهش بمیندیش و به کین دست مخا
  3. 3 آنک خورشید بلا بر سر او تیغ زده‌ست·گستران بر سر او سایه احسان و رضا
  4. 4 این مقصر به دو صد رنج سزاوار شده‌ست·لیک ز‌آن لطف به جز عفو و کرم نیست سزا
  5. 5 آن دلی را که به صد شیر و شکر پروردی·مچشانش پس از آن هر نفسی زهر جفا
  6. 6 تا تو برداشته‌ای دل ز من و مسکن من·بند بشکست و درآمد سوی من سیل بلا
  7. 7 تو شفایی چو بیایی خوش و رو بنمایی·سپه رنج گریزند و نمایند قفا
  8. 8 به طبیبش چه حواله کنی‌‌؟ ای آب حیات·از همان جا که رسد درد همان جاست دوا
  9. 9 همه عالم چو تنند و تو سر و جان همه·کی شود زنده تنی که سر او گشت جدا‌‌؟!
  10. 10 ای تو سرچشمه حیوان و حیات همگان·جوی ما خشک شده‌ست آب از این سو بگشا
  11. 11 جز از این چند سخن در دل رنجور بماند·تا نبیند رخ خوب تو نگوید به خدا

ganjoor: sh167 · public domain