Divan-e Shams› Ghazal 1680› Beyt 2 ← previous · next →
Divan-e Shams · غزل شمارهٔ ۱۶۸۰
- تا که خاک قدمش تاج من است اگرم تاج دهی نستانم
G1680:2
Your language
No rendering in your language yet — it is made for the whole ghazal at once:
ai-draft · gemini-2.5-pro
Commentary on this couplet
Not written yet — a close reading of this couplet inside its ghazal:
The whole ghazal ↗
- 1 من اگر پرغم اگر شادانم·عاشق دولت آن سلطانم
- 2 تا که خاک قدمش تاج من است·اگرم تاج دهی نستانم
- 3 تا لب قند خوشش پندم داد·قند روید بن هر دندانم
- 4 گلم ار چند که خارم در پاست·یوسفم گرچه در این زندانم
- 5 هر کی یعقوب من است او را من·مونس زاویه احزانم
- 6 در وصال شب او همچو نیم·قند می نوشم و در افغانم
- 7 پای من گرچه در این گل ماندهست·نه که من سرو چنین بستانم
- 8 ز جهان گر پنهانم چه عجب·که نهان باشد جان من جانم
- 9 گرچه پرخارم سر تا به قدم·کوری خار چو گل خندانم
- 10 بودهام مؤمن توحید کنون·مؤمنان را پس از این ایمانم
- 11 سایه شخصم و اندازه او·قامتش چند بود چندانم
- 12 هر کی او سایه ندارد چو فلک·او بداند که ز خورشیدانم
- 13 قیمتم نبود هر چند زرم·که به بازار نیم در کانم
- 14 من درون دل این سنگ دلان·چون زر و خاک به کان یک سانم
- 15 چونک از کان جهان بازرهم·زان سوی کون و مکان من دانم
ganjoor: sh1680 · public domain