Divan-e Shams Ghazal 1689 Beyt 3 ← previous · next →

Divan-e Shams · غزل شمارهٔ ۱۶۸۹

  1. تا روی تو بدیدم از خویش نابدیدم ای ساخته چو عیدم وی سوخته چو عودم

G1689:3

Your language

No rendering in your language yet — it is made for the whole ghazal at once:

Commentary on this couplet

Not written yet — a close reading of this couplet inside its ghazal:

The whole ghazal ↗

  1. 1 صد بار مردم ای جان وین را بیازمودم·چون بوی تو بیامد دیدم که زنده بودم
  2. 2 صد بار جان بدادم وز پای درفتادم·بار دگر بزادم چون بانگ تو شنودم
  3. 3 تا روی تو بدیدم از خویش نابدیدم·ای ساخته چو عیدم وی سوخته چو عودم
  4. 4 دامی است در ضمیرم تا باز عشق گیرم·آن باز بازگونه چون مرغ درربودم
  5. 5 ای شعله‌های گردان در سینه‌های مردان·گردان به گرد ماهت چون گنبد کبودم
  6. 6 آن ساعت خجسته تو عهدها ببسته·من توبه‌ها شکسته بودم چنانک بودم
  7. 7 عقلم ببرد از ره کز من رسی تو در شه·چون سوی عقل رفتم عقلم نداشت سودم

ganjoor: sh1689 · public domain