Divan-e Shams› Ghazal 1694› Beyt 2 ← previous · next →
Divan-e Shams · غزل شمارهٔ ۱۶۹۴
- من چون زمین خشکم لطف تو ابر و مشکم جز رعد تو نخواهم جز جعد تو نگیرم
G1694:2
Your language
No rendering in your language yet — it is made for the whole ghazal at once:
ai-draft · gemini-2.5-pro
Commentary on this couplet
Not written yet — a close reading of this couplet inside its ghazal:
The whole ghazal ↗
- 1 بازآمدم خرامان تا پیش تو بمیرم·ای بارها خریده از غصه و زحیرم
- 2 من چون زمین خشکم لطف تو ابر و مشکم·جز رعد تو نخواهم جز جعد تو نگیرم
- 3 خوشتر اسیری تو صد بار از امیری·خاصه دمی که گویی ای خسته دل اسیرم
- 4 خاکی به تو رسیده به از زری رمیده·خاصه دمی که گویی ای بینوا فقیرم
- 5 از ماجرا گذر کن گو عقل ماجرا را·چنگ است ورد و ذکرم بادهست شیخ و پیرم
- 6 ای جان جان مستان ای گنج تنگدستان·در جنت جمالت من غرق شهد و شیرم
- 7 من رستخیز دیدم وز خویش نابدیدم·گر چون کمان خمیدم پرنده همچو تیرم
- 8 خاکی بدم ز بادت بالا گرفت خاکم·بیتو کجا روم من ای از تو ناگزیرم
- 9 ای نور دیده و دین گفتی به عقل بنشین·ای پردهها دریده کی می هلی ستیزم
- 10 من بنده الستم آن تو بوده استم·آن خیره کش فراقت می راند خیر خیرم
- 11 کی خندد این درختم بینوبهار رویت·کی دررسد فطیرم تا نسرشی خمیرم
- 12 تا خوان تو بدیدم آزاد از ثریدم·تا خویش تو بدیدم از خویش خود نفیرم
- 13 از من گذر چو کردی از عقل و جان گذشتم·در من اثر چو کردی بر گنبد اثیرم
- 14 در قعدهام سلامی ای جان گزین من کن·تا بیسلام نبود این قعده اخیرم
- 15 من کف چرا نکوبم چون در کف است خوبم·من پا چرا نکوبم چون بم شدهست زیرم
- 16 تبریز شمس دین را از ما رسان تو خدمت·خدمت به مشرقی به کز روش مستنیرم
ganjoor: sh1694 · public domain