Divan-e Shams Ghazal 1699 Beyt 10 ← previous · next →

Divan-e Shams · غزل شمارهٔ ۱۶۹۹

  1. ور رنج گشت راحت در من نگر همان دم می بین که آن نشانه‌ست از لطف بی‌نشانم

G1699:10

Your language

No rendering in your language yet — it is made for the whole ghazal at once:

Commentary on this couplet

Not written yet — a close reading of this couplet inside its ghazal:

The whole ghazal ↗

  1. 1 دل را ز من بپوشی یعنی که من ندانم·خط را کنی مسلسل یعنی که من نخوانم
  2. 2 بر تخته خیالات آن را نه من نبشتم·چون سر دل ندانم کاندر میان جانم
  3. 3 از آفتاب بیشم ذرات روح پیشم·رقصان و ذکرگویان سوی گهرفشانم
  4. 4 گر نور خود نبودی ذرات کی نمودی·ای ذره چون گریزی از جذبه عیانم
  5. 5 پروانه وار عالم پران به گرد شمعم·فریش می فرستم پریش می ستانم
  6. 6 در خلوت است عشقی زین شرح شرحه شرحه·گر شرح عشق خواهی پیش ویت نشانم
  7. 7 ور زان که در گمانی نقش گمان ز من دان·زان نقش منکران را در قعر می کشانم
  8. 8 ور زان که در یقینی دام یقین ز من بین·زان دام مقبلان را از کفر می رهانم
  9. 9 ور درد و رنج داری در من نظر کن از وی·کان تیر رنج نجهد الا که از کمانم
  10. 10 ور رنج گشت راحت در من نگر همان دم·می بین که آن نشانه‌ست از لطف بی‌نشانم
  11. 11 هر جا که این جمال است داد و ستد حلال است·وان جا که ذوالجلال است من دم زدن نتانم

ganjoor: sh1699 · public domain