Divan-e Shams› Ghazal 1704› Beyt 8 ← previous · next →
Divan-e Shams · غزل شمارهٔ ۱۷۰۴
- کان آب از آسمان سفری خوی بودهست اندر هوا و سیل و که و جوی ای صنم
G1704:8
Your language
No rendering in your language yet — it is made for the whole ghazal at once:
ai-draft · gemini-2.5-pro
Commentary on this couplet
Not written yet — a close reading of this couplet inside its ghazal:
The whole ghazal ↗
- 1 اشکم دهل شدهست از این جام دم به دم·می زن دهل به شکر دلا لم و لم و لم
- 2 هین طبل شکر زن که می طبل یافتی·گه زیر می زن ای دل و گه بم و بم و بم
- 3 از بهر من بخر دهلی از دهلزنان·تا برکنم ز باغ جهان شاخ و بیخ غم
- 4 لشکر رسید و عشق سپهدار لشکرست·صحرا و کوه پر شد از طبل و از علم
- 5 ما پر شدیم تا به گلو ساقی از ستیز·می ریزد آن شراب به اسراف همچو یم
- 6 دانی که بحر موج چرا می زند به جوش·از من شنو که بحریم و بحر اندرم
- 7 تنگ آمدهست و می طلبد موضع فراخ·بر می جهد به سوی هوا آب لاجرم
- 8 کان آب از آسمان سفری خوی بودهست·اندر هوا و سیل و که و جوی ای صنم
- 9 آب حیات ما کم از آن آب بحر نیست·ما موج می زنیم ز هستی سوی عدم
- 10 نی در جهان خاک قرار است روح را·نی در هوای گنبد این چرخ خم به خم
- 11 زان باغ کو شکفت همان جاست میل جان·یعنی کنار صنع شهنشاه محتشم
- 12 بس بس مکن هنوز تو را باده خوردنی است·ما راضییم خواجه بدین ظلم و این ستم
- 13 خاموش باش فتنه درافکندهای به شهر·خاموشیش مجوی که دریاست جان عم
ganjoor: sh1704 · public domain