دیوان شمس› غزل ۱۷۳۳ → مخکنۍ · راتلونکې ←
دیوان شمس · G1733 · ۱۱ بيتونه
غزل شمارهٔ ۱۷۳۳
هر بیت یې پرانیزئ — خپله پاڼه لري: مانا، شرحه، سخت لغات.
- G1733:1 به جان عشق که از بهر عشق دانه و دامکه عزم صد سفرستم ز روم تا سوی شام
- G1733:2 نمیخورم به حلال و حرام من سوگندبه جان عشق که بالاست از حلال و حرام
- G1733:3 به جان عشق که از جان جان لطیفتر استکه عاشقان را عشق است هم شراب و طعام
- G1733:4 فتاده ولوله در شهر از ضمیر حسودکه بازگشت فلان کس ز دوست دشمن کام
- G1733:5 نه عشق آتش و جان من است سامندرنه عشق کوره و نقد من است زر تمام
- G1733:6 نه عشق ساقی و مخمور اوست جان شب و روزنه آن شراب ازل را شدهست جسمم جام
- G1733:7 نهاده بر کف جامی بر من آمد عشقکه ای هزار چو من عشق را غلام غلام
- G1733:8 هزار رمز به هم گفته جان من با عشقدر آن رموز نگنجیده نظم حرف و کلام
- G1733:9 بیار باده خامی که خالی است وطنکه عاشق زر پخته ز عشق باشد خام
- G1733:10 ورای وهم حریفی کنیم خوش با عشقنه عقل گنجد آن جا نه زحمت اجسام
- G1733:11 چو گم کنیم من و عشق خویشتن در میبیاید آن شه تبریز شمس دین که سلام
ganjoor: sh1733 · public domain