Divan-e Shams› Ghazal 1743› Beyt 7 ← previous · next →
Divan-e Shams · غزل شمارهٔ ۱۷۴۳
- ولیک بندگشا هر دم آن کند با ما که مادر و پدر و عم مگر که آن داریم
G1743:7
Your language
No rendering in your language yet — it is made for the whole ghazal at once:
ai-draft · gemini-2.5-pro
Commentary on this couplet
Not written yet — a close reading of this couplet inside its ghazal:
The whole ghazal ↗
- 1 اگر چه ما نه خروس و نه ماکیان داریم·ز بیضه سر کن و بنگر که ما کیان داریم
- 2 به آفتاب حقایق به هر سحر گوییم·تو جمله جانی و ما از تو نیم جان داریم
- 3 گر از صفات تو نتوان نشان نمود ولی·ز بینشانی اوصاف او نشان داریم
- 4 دل چو شبنم ما را به بحر بازرسان·که دم به دم ز غریبی دو صد زیان داریم
- 5 چو یوسف از کف گرگان دریده پیرهنم·ولی ز همت یعقوب پاسبان داریم
- 6 به دام تو که همه دامها زبون ویند·که هر قدم ز قدم دام امتحان داریم
- 7 ولیک بندگشا هر دم آن کند با ما·که مادر و پدر و عم مگر که آن داریم
- 8 بنوش کردن زهر این چه جرات است مگر·ز کان فضل تو تریاق بیکران داریم
- 9 به خرج کردن این نقد عمر مبتشریم·ز عمربخش مگر عمر جاودان داریم
- 10 نگیرد آینه زنگار هیچ اگر گیرد·ز عین زنگ بدان روی دیدمان داریم
- 11 یقین بنشکند آن نردبان وگر شکند·ز عین رخنه اشکست نردبان داریم
- 12 رهین روز چرایی چو شب کند روزی·مکان بهل که مکانی ز لامکان داریم
- 13 بهار حله دریدی ز رشک و زرد شدی·اگر بدیش خبر کاین چنین خزان داریم
- 14 دهان پر است و خموشم که تا بگویی تو·کز آن لب شکرینت شکرفشان داریم
ganjoor: sh1743 · public domain