Divan-e Shams› Ghazal 1758› Beyt 13 ← previous · next →
Divan-e Shams · غزل شمارهٔ ۱۷۵۸
- بند هستی فروگشادم تا همچو مه بیقبا بیاموزم
G1758:13
Your language
No rendering in your language yet — it is made for the whole ghazal at once:
ai-draft · gemini-2.5-pro
Commentary on this couplet
Not written yet — a close reading of this couplet inside its ghazal:
The whole ghazal ↗
- 1 در وصالت چه را بیاموزم·در فراقت چه را بیاموزم
- 2 یا تو با درد من بیامیزی·یا من از تو دوا بیاموزم
- 3 میگریزی ز من که نادانم·یا بیامیز یا بیاموزم
- 4 پیش از این ناز و خشم میکردم·تا من از تو جدا بیاموزم
- 5 چون خدا با تو است در شب و روز·بعد از این از خدا بیاموزم
- 6 در فراقت سزای خود دیدم·چون بدیدم سزا بیاموزم
- 7 خاک پای تو را به دست آرم·تا از او کیمیا بیاموزم
- 8 آفتاب تو را شوم ذرّه·معنیوالضحی بیاموزم
- 9 کهربای تو را شوم کاهی·جذبهٔ کهربا بیاموزم
- 10 از دو عالم دو دیده بردوزم·این من از مصطفی بیاموزم
- 11 سِرّ مازاغ و ماطغی را من·جز از او از کجا بیاموزم
- 12 در هوایش طواف سازم تا·چون فلک در هوا بیاموزم
- 13 بند هستی فروگشادم تا·همچو مه بیقبا بیاموزم
- 14 همچو ماهی زره ز خود سازم·تا به بحر آشنا بیاموزم
- 15 همچو دل خون خورم که تا چون دل·سیر بیدست و پا بیاموزم
- 16 در وفا نیست کس تمام استاد·پس وفا از وفا بیاموزم
- 17 ختمش این شد که خوش لقای منی·از تو خوش خوش لقا بیاموزم
ganjoor: sh1758 · public domain