沙姆斯集 嘎扎勒 1787 诗联 6 ← 上一页 · 下一页 →

沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۱۷۸۷

  1. گر سایه عاشق فتد بر کوه سنگین برجهد نه چرخ صدق‌ها زند تو منکری نک آزمون

G1787:6

你的语言

尚无你所用语言的译文——译文是为整首嘎扎勒生成的:

此联解说

尚未写就——此联在其嘎扎勒中的精读解说:

嘎扎勒全文 ↗

  1. 1 گر آخر آمد عشق تو گردد ز اول‌ها فزون·بنوشت توقیعت خدا کالآخرون السابقون
  2. 2 زرین شده طغرای او ز انا فتحناهای او·سر کرده صورت‌های او از بحر جان آبگون
  3. 3 آدم دگربار آمده بر تخت دین تکیه زده·در سجده شکر آمده سرهای نحن الصافون
  4. 4 رستم که باشد در جهان در پیش صف عاشقان·شبدیز می رانند خوش هر روز در دریای خون
  5. 5 هر سو دو صد ببریده سر در بحر خون زان کر و فر·رقصان و خندان چون شکر ز انا الیه راجعون
  6. 6 گر سایه عاشق فتد بر کوه سنگین برجهد·نه چرخ صدق‌ها زند تو منکری نک آزمون
  7. 7 بر کوه زد اشراق او بشنو تو چاقاچاق او·خود کوه مسکین که بود آن جا که شد موسی زبون
  8. 8 خود پیش موسی آسمان باشد کمینه نردبان·کو آسمان کو ریسمان کو جان کو دنیای دون
  9. 9 تن را تو مشتی کاه دان در زیر او دریای جان·گرچه ز بیرون ذره‌ای صد آفتابی از درون
  10. 10 خورشیدی و زرین طبق دیگ تو را پخته است حق·مطلوب بودی در سبق طالب شدستی تو کنون
  11. 11 او پار کشتی کاشته امسال برگ افراشته·سر از زمین برداشته بر خویش می خواند فسون
  12. 12 جان مست گشت از کاس او ای شاد کاس و طاس او·طاسی که بهر سجده‌اش شد طشت گردون سرنگون
  13. 13 ای شمس تبریز از کرم ای رشک فردوس و ارم·تا چنگ اندر من زدی در عشق گشتم ارغنون

ganjoor: sh1787 · public domain