Diwan-i Schams Ghasel 1814 Beyt 8 ← zurück · weiter →

Diwan-i Schams · غزل شمارهٔ ۱۸۱۴

  1. گوید که افسرده شدی بی‌من و پژمرده شدی پیشتر آ تا بزند بر تو هوای دل من

G1814:8

Deine Sprache

Noch keine Wiedergabe in Ihrer Sprache — sie wird für die ganze Ghasel auf einmal erstellt:

Kommentar zu diesem Beyt

Noch nicht verfasst — eine genaue Lektüre dieses Beyts im Kontext seiner Ghasel:

Die ganze Ghasel ↗

  1. 1 عشق تو آورد قدح پر ز بلای دل من·گفتم می می نخورم گفت برای دل من
  2. 2 داد می معرفتش با تو بگویم صفتش·تلخ و گوارنده و خوش همچو وفای دل من
  3. 3 از طرفی روح امین آمد و ما مست چنین·پیش دویدم که ببین کار و کیای دل من
  4. 4 گفت که ای سر خدا روی به هر کس منما·شکر خدا کرد و ثنا بهر لقای دل من
  5. 5 گفتم خود آن نشود عشق تو پنهان نشود·چیست که آن پرده شود پیش صفای دل من
  6. 6 عشق چو خون خواره شود رستم بیچاره شود·کوه احد پاره شود آه چه جای دل من
  7. 7 شاد دمی کان شه من آید در خرگه من·باز گشاید به کرم بند قبای دل من
  8. 8 گوید که افسرده شدی بی‌من و پژمرده شدی·پیشتر آ تا بزند بر تو هوای دل من
  9. 9 گویم کان لطف تو کو بنده خود را تو بجو·کیست که داند جز تو بند و گشای دل من
  10. 10 گوید نی تازه شوی بی‌حد و اندازه شوی·تازه‌تر از نرگس و گل پیش صبای دل من
  11. 11 گویم ای داده دوا لایق هر رنج و عنا·نیست مرا جز تو دوا ای تو دوای دل من
  12. 12 میوه هر شاخ و شجر هست گوای دل او·روی چو زر اشک چو در هست گوای دل من

ganjoor: sh1814 · public domain