Divan-e Shams› Ghazal 1835 ← previous · next →
Divan-e Shams · G1835 · 16 beyts
غزل شمارهٔ ۱۸۳۵
Open any couplet for its own page — rendering, commentary, hard words.
- G1835:1 گرم درآ و دم مده ساقی بردبار منای دم تو ندیم من ای رخ تو بهار من
- G1835:2 هین که خروس بانگ زد بوی صبوح می دهدبر کف همچو بحر نه بلبله عقار من
- G1835:3 گریه به باده خنده کن مرده به باده زنده کنچونک چنین کنی بتا بس به نواست کار من
- G1835:4 بند من است مشتبه باز گشا گره گرهتا که برهنهتر شود خفیه و آشکار من
- G1835:5 ترک حیا و شرم کن پشت مراد گرم کنپشت من و پناه من خویش من و تبار من
- G1835:6 نیست قبول مست تو باده ز غیر دست توآن رخ من چو گل کند وان شکند خمار من
- G1835:7 داد هزار جان بده باده آسمان بدهتا که پرد همای جان مست سوی مطار من
- G1835:8 جان برهد ز کندهها زین همه تخته بندهامقعد صدق بررود صادق حق گزار من
- G1835:9 باده ده و نهان بده از ره عقل و جان بدهتا نرسد به هر کسی عشرت و کار و بار من
- G1835:10 چشم عوام بسته به روح ز شهر رسته بهفتنه و شر نشسته به ای شه باوقار من
- G1835:11 باده همیزند لمع جان هزار با طمعمست و پیاده می تپد گرد می سوار من
- G1835:12 دست بدار از این قدح گیر عوض از آن فرحتا بزند بر اندهت تابش ابتشار من
- G1835:13 هیچ نیرزد این میش نی غلیان و نی قیشاین بفروش و باده بین باده بیکنار من
- G1835:14 دست نلرزدت از این بیخرد خوش رزینجام گزین و می ببین از کف شهریار من
- G1835:15 پر ز حیات جام او مشک و عبر ختام اودیو و پری غلام او چستی و انتشار من
- G1835:16 برجه ساقیا تو گو چون تو صفت کننده کوای که ز لطف نسج او سخت درید تار من
ganjoor: sh1835 · public domain