Divan-e Shams› Ghazal 1835› Beyt 2 ← previous · next →
Divan-e Shams · غزل شمارهٔ ۱۸۳۵
- هین که خروس بانگ زد بوی صبوح می دهد بر کف همچو بحر نه بلبله عقار من
G1835:2
Your language
No rendering in your language yet — it is made for the whole ghazal at once:
ai-draft · gemini-2.5-pro
Commentary on this couplet
Not written yet — a close reading of this couplet inside its ghazal:
The whole ghazal ↗
- 1 گرم درآ و دم مده ساقی بردبار من·ای دم تو ندیم من ای رخ تو بهار من
- 2 هین که خروس بانگ زد بوی صبوح می دهد·بر کف همچو بحر نه بلبله عقار من
- 3 گریه به باده خنده کن مرده به باده زنده کن·چونک چنین کنی بتا بس به نواست کار من
- 4 بند من است مشتبه باز گشا گره گره·تا که برهنهتر شود خفیه و آشکار من
- 5 ترک حیا و شرم کن پشت مراد گرم کن·پشت من و پناه من خویش من و تبار من
- 6 نیست قبول مست تو باده ز غیر دست تو·آن رخ من چو گل کند وان شکند خمار من
- 7 داد هزار جان بده باده آسمان بده·تا که پرد همای جان مست سوی مطار من
- 8 جان برهد ز کندهها زین همه تخته بندها·مقعد صدق بررود صادق حق گزار من
- 9 باده ده و نهان بده از ره عقل و جان بده·تا نرسد به هر کسی عشرت و کار و بار من
- 10 چشم عوام بسته به روح ز شهر رسته به·فتنه و شر نشسته به ای شه باوقار من
- 11 باده همیزند لمع جان هزار با طمع·مست و پیاده می تپد گرد می سوار من
- 12 دست بدار از این قدح گیر عوض از آن فرح·تا بزند بر اندهت تابش ابتشار من
- 13 هیچ نیرزد این میش نی غلیان و نی قیش·این بفروش و باده بین باده بیکنار من
- 14 دست نلرزدت از این بیخرد خوش رزین·جام گزین و می ببین از کف شهریار من
- 15 پر ز حیات جام او مشک و عبر ختام او·دیو و پری غلام او چستی و انتشار من
- 16 برجه ساقیا تو گو چون تو صفت کننده کو·ای که ز لطف نسج او سخت درید تار من
ganjoor: sh1835 · public domain