Divan-e Shams› Ghazal 1838 ← previous · next →
Divan-e Shams · G1838 · 20 beyts
غزل شمارهٔ ۱۸۳۸
Open any couplet for its own page — rendering, commentary, hard words.
- G1838:1 چند گریزی ای قمر هر طرفی ز کوی منصید توایم و ملک تو گر صنمیم وگر شمن
- G1838:2 هر نفس از کرانهای ساز کنی بهانهایهر نفسی برون کشی از عدمی هزار فن
- G1838:3 گرچه کثیف منزلم شد وطن تو این دلمرحمت مؤمنی بود میل و محبت وطن
- G1838:4 دشمن جاه تو نیم گرچه که بس مقصرمهیچ کسی بود شها دشمن جان خویشتن
- G1838:5 مطرب جمع عاشقان برجه و کاهلی مکنقصه حسن او بگو پرده عاشقان بزن
- G1838:6 همچو چهی است هجر او چون رسنی است ذکر اودر تک چاه یوسفی دست زنان در آن رسن
- G1838:7 ذوق ز نیشکر بجو آن نی خشک را مخاچاره ز حسن او طلب چاره مجو ز بوالحسن
- G1838:8 گر تو مرید و طالبی هست مراد مطلق اوور تو ادیم طایفی هست سهیل در یمن
- G1838:9 آن دم کآفتاب او روزی و نور می دهدذره به ذره را نگر نور گرفته در دهن
- G1838:10 گرچه که گل لطیفتر رزق گرفت بیشترلیک رسید اندکی هم به دهان یاسمن
- G1838:11 عمر و ذکا و زیرکی داد به هندوان اگرحسن و جمال و دلبری داد به شاهد ختن
- G1838:12 ملک نصیب مهتران عشق نصیب کهترانقهر نصیب تیغ شد لطف نصیبه مجن
- G1838:13 شهد خدای هر شبی هست نصیبه لبیهمچو کسی که باشدش بسته به عقد چار زن
- G1838:14 تا که بود حیات من عشق بود نبات منچونک بر آن جهان روم عشق بود مرا کفن
- G1838:15 مدمن خمرم و مرا مستی باده کم مکننازک و شیرخوارهام دوره مکن ز من لبن
- G1838:16 چونک حزین غم شوم عشق ندیمیم کندعشق زمردی بود باشد اژدها حزن
- G1838:17 گفتم من به دل اگر بست رهت خمار غمباده و نقل آرمت شمع و ندیم خوش ذقن
- G1838:18 گفت دلم اگر جز او سازی شمع و ساقیمبر سر مام و باب زن جام و کباب بابزن
- G1838:19 گفتم ساقی او است و بس لیک به صورت دگرنیک ببین غلط مکن ای دل مست ممتحن
- G1838:20 بس کن از این بهانهها وام هوای او بدهتا نبود قماش جان پیش فراق مرتهن
ganjoor: sh1838 · public domain