Divan-e Shams› Ghazal 1839 ← previous · next →
Divan-e Shams · G1839 · 23 beyts
غزل شمارهٔ ۱۸۳۹
Open any couplet for its own page — rendering, commentary, hard words.
- G1839:1 واقعهای بدیدهام لایق لطف و آفرینخیز معبرالزمان صورت خواب من ببین
- G1839:2 خواب بدیدهام قمر چیست قمر به خواب درزانک به خواب حل شود آخر کار و اولین
- G1839:3 آن قمری که نور دل زو است گه حضور دلتا ز فروغ و ذوق دل روشنی است بر جبین
- G1839:4 یومئذ مسفره ضاحکه بود چنانناعمه لسعیها راضیه بود چنین
- G1839:5 دور کن این وحوش را تا نکشند هوش راپنبه نهیم گوش را از هذیان آن و این
- G1839:6 ماند یکی دو سه نفس چند خیال بوالهوسنیست به خانه هیچ کس خانه مساز بر زمین
- G1839:7 شب بگذشت و شد سحر خیز مخسب بیخبربی خبرت کجا هلد شعله آفتاب دین
- G1839:8 جوق تتار و سویرق حامله شد ز کین افقگو شکم فلک بدر بوک بزاید این جنین
- G1839:9 رو به میان روشنی چند تتار و ارمنیتیغ و کفن بپوش و رو چند ز جیب و آستین
- G1839:10 در شب شنبهی که شد پنجم ماه قعده راششصد و پنجهست و هم هست چهار از سنین
- G1839:11 هست به شهر ولوله این که شدهست زلزلهشهر مدینه را کنون نقل کژ است یا یقین
- G1839:12 رو ز مدینه درگذر زلزله جهان نگرجنبش آسمان نگر بر نمطی عجبترین
- G1839:13 بحر نگر نهنگ بین بحر کبودرنگ بینموج نگر که اندر او هست نهنگ آتشین
- G1839:14 شکل نهنگ خفته بین یونس جان گرفته بینیونس جان که پیش از این کان من المسبحین
- G1839:15 بحر که می صفت کنم خارج شش جهت کنمبحر معلق از صور صاف بدهست پیش از این
- G1839:16 تیره نگشت آن صفا خیره شدهست چشم مااز قطرات آب و گل وز حرکات نقش طین
- G1839:17 گردن آنک دست او دست حدث پرست اوتیره کند شراب ما تا بزنیم هین و هین
- G1839:18 چون نکنیم یاد او هست سزا و داد اوکینه چو از خبر بود بیخبری است دفع کین
- G1839:19 خواست یکی نوشتهای عاشقی از معزمیگفت بگیر رقعه را زیر زمین بکن دفین
- G1839:20 لیک به وقت دفن این یاد مکن تو بوزنهزانک ز یاد بوزنه دور بمانی از قرین
- G1839:21 هر طرفی که رفت او تا بنهد دفینه راصورت بوزنه ز دل می بنمود از کمین
- G1839:22 گفت که آه اگر تو خود بوزنه را نگفتیییاد نبد ز بوزنه در دل هیچ مستعین
- G1839:23 گفت بنه تو نیش را تازه مکن تو ریش راخواب بکن تو خویش را خواب مرو حسام دین
ganjoor: sh1839 · public domain