Divan-e Shams Ghazal 1855 Beyt 4 ← previous · next →

Divan-e Shams · غزل شمارهٔ ۱۸۵۵

  1. نهنگی هم برآرد سر‌، خورد آن آب دریا را چنان دریای بی‌پایان‌، شود بی‌آب چون هامون

G1855:4

Your language

No rendering in your language yet — it is made for the whole ghazal at once:

Commentary on this couplet

Not written yet — a close reading of this couplet inside its ghazal:

The whole ghazal ↗

  1. 1 چه دانستم که این سودا مرا زین سان کند مجنون·دلم را دوزخی سازد دو چشمم را کند جیحون
  2. 2 چه دانستم که سیلابی مرا ناگاه برباید·چو کشتی‌ام دراندازد میان قُلْزُم پرخون
  3. 3 زند موجی بر آن کشتی که تخته‌تخته بشکافد·که هر تخته فروریزد ز گردش‌های گوناگون
  4. 4 نهنگی هم برآرد سر‌، خورد آن آب دریا را·چنان دریای بی‌پایان‌، شود بی‌آب چون هامون
  5. 5 شکافد نیز آن هامون‌، نهنگ بحرفرسا را·کشد در قعر ناگاهان به دست قهر چون قارون
  6. 6 چو این تبدیل‌ها آمد نه هامون ماند و نه دریا·چه دانم من دگر چون شد که چون غرق است در بی‌چون
  7. 7 چه دانم‌های بسیار است لیکن من نمی‌دانم·که خوردم از دهان‌بندی در آن دریا کفی افیون

ganjoor: sh1855 · public domain