Divan-e Shams› Ghazal 1858› Beyt 6 ← previous
Divan-e Shams · غزل شمارهٔ ۱۸۵۸
- چو از صافش چشیدم من مرا درداد یک دردی یکی دردی گران خواری که کامل شد صفای من
G1858:6
Your language
No rendering in your language yet — it is made for the whole ghazal at once:
ai-draft · gemini-2.5-pro
Commentary on this couplet
Not written yet — a close reading of this couplet inside its ghazal:
The whole ghazal ↗
- 1 چو افتم من ز عشق دل به پای دلربای من·از آن شادی بیاید جان نهان افتد به پای من
- 2 وگر روزی در آن خدمت کنم تقصیر چون خامان·شود دل خصم جان من کند هجران سزای من
- 3 سحرگاهان دعا کردم که این جان باد خاک او·شنیدم نعره آمین ز جان اندر دعای من
- 4 چگونه راه برد این دل به سوی دلبر پنهان·چگونه بوی برد این جان که هست او جان فزای من
- 5 یکی جامی به پیش آورد من از ناز گفتم نی·بگفتا نی مگو بستان برای اقتضای من
- 6 چو از صافش چشیدم من مرا درداد یک دردی·یکی دردی گران خواری که کامل شد صفای من
ganjoor: sh1858 · public domain