Dîvân de Shams› Ghazal 1866› Distique 2 ← précédent · suivant →
Dîvân de Shams · غزل شمارهٔ ۱۸۶۶
- در عین زمستانی چون گرم کنی مرکب از گرمی میدانت برسوزد تابستان
G1866:2
Votre langue
Pas encore de traduction dans votre langue — elle se fait pour le ghazal entier :
ai-draft · gemini-2.5-pro
Commentaire sur ce distique
Pas encore écrit — une lecture attentive de ce distique dans son ghazal :
Le ghazal entier ↗
- 1 ای کار من از تو زر ای سیمبر مستان·هم سیم به یادم ده هم سیم و زرم بستان
- 2 در عین زمستانی چون گرم کنی مرکب·از گرمی میدانت برسوزد تابستان
- 3 گر طفلک یک روزه شبهای تو را بیند·از شیر بری گردد وز مادر وز پستان
- 4 ای وای از آن ساعت کاین خاطر چون پیلم·سرمست شما گردد یاد آرد هندستان
- 5 روزی که تب مرگم یک باره فروگیرد·هر پاره ز من گردد از آتش تب سستان
- 6 تو از پس پرده دل ناگاه سری درکن·تا هر سر موی من گردند چو سرمستان
- 7 هر خاطر من بکری بر بام و در از عشقت·چندان بکند شیوه چندان بکند دستان
- 8 تا تابش روی تو درپیچد در هر یک·وز چون تو شهی گردد هر خاطرم آبستان
- 9 شمس الحق تبریزی هر کس که ز تو پرسد·می بینم و می گویم از رشک کدام است آن
ganjoor: sh1866 · public domain