Divan-e Shams› Ghazal 1875› Beyt 2 ← previous · next →
Divan-e Shams · غزل شمارهٔ ۱۸۷۵
- گر تخت نهی ما را بر سینه دریا نه ور دار زنی ما را بر گنبد اعظم زن
G1875:2
Your language
No rendering in your language yet — it is made for the whole ghazal at once:
ai-draft · gemini-2.5-pro
Commentary on this couplet
Not written yet — a close reading of this couplet inside its ghazal:
The whole ghazal ↗
- 1 ای یار مقامردل پیش آ و دمی کم زن·زخمی که زنی بر ما مردانه و محکم زن
- 2 گر تخت نهی ما را بر سینه دریا نه·ور دار زنی ما را بر گنبد اعظم زن
- 3 ازواج موافق را شربت ده و دم دم ده·امشاج منافق را درهم زن و برهم زن
- 4 اکسیر لدنی را بر خاطر جامد نه·مخمور یتیمی را بر جام محرم زن
- 5 در دیده عالم نه عدلی نو و عقلی نو·وان آهوی یاهو را بر کلب معلم زن
- 6 اندر گل بسرشته یک نفخ دگر دردم·وان سنبل ناکشته بر طینت آدم زن
- 7 گر صادق صدیقی در غار سعادت رو·چون مرد مسلمانی بر ملک مسلم زن
- 8 جان خواستهای ای جان اینک من و اینک جان·جانی که تو را نبود بر قعر جهنم زن
- 9 خواهی که به هر ساعت عیسی نوی زاید·زان گلشن خود بادی بر چادر مریم زن
- 10 گر دار فنا خواهی تا دار بقا گردد·آن آتش عمرانی در خرمن ماتم زن
- 11 خواهی تو دو عالم را همکاسه و هم یاسه·آن کحل اناالله را در عین دو عالم زن
- 12 من بس کنم اما تو ای مطرب روشن دل·از زیر چو سیر آیی بر زمزمه بم زن
- 13 تو دشمن غمهایی خاموش نمیشایی·هر لحظه یکی سنگی بر مغز سر غم زن
ganjoor: sh1875 · public domain