Divan-e Shams› Ghazal 1887 ← previous · next →
Divan-e Shams · G1887 · 11 beyts
غزل شمارهٔ ۱۸۸۷
Open any couplet for its own page — rendering, commentary, hard words.
- G1887:1 گرت هست سر ما سر و ریش بجنبانوگر عاشق شاهی روان باش به میدان
- G1887:2 صلا روز وصال است همه جاه و جمال استهمه لطف و کمال است زهی نادره سلطان
- G1887:3 کجایی تو کجایی نه از حلقه ماییوگر خود به بهشتی چه خوش باشد بیجان
- G1887:4 یکی چرب زبانی یکی جان و جهانیاز او بوسه به جانی زهی کاله ارزان
- G1887:5 اگر شیر اگر پیل چنانش کند این عشقچو بینیش بگوییش زهی گربه در انبان
- G1887:6 چه تلخ است و چه شیرین پر از مهر و پر از کینزهی لذت نوشین زهی لقمه دندان
- G1887:7 بیا پیش و مپرهیز و زین فتنه بمگریزبمستیز بمستیز هلا ای شه مردان
- G1887:8 زهی روز زهی روز زهی عید دل افروزاز آن چشم کرشمه وزان لب شکرافشان
- G1887:9 بجو باده گلگون از آن دلبر موزونکه این دم مه گردون روان گشت به میزان
- G1887:10 بنوش از می بالا لب و ریش میالاشنو بانگ و علالا ز هر اختر و کیوان
- G1887:11 بیندیش و خمش باش چنین راز مگو فاشدریغ است بر اوباش چنین گوهر و مرجان
ganjoor: sh1887 · public domain