Divan-e Shams› Ghazal 1889 ← previous · next →
Divan-e Shams · G1889 · 21 beyts
غزل شمارهٔ ۱۸۸۹
Open any couplet for its own page — rendering, commentary, hard words.
- G1889:1 دل دل دل تو دل مرا مرنجانچرا چرا چه معنی مرا کنی پریشان
- G1889:2 بیا بیا و بازآ به صلح سوی خانهمرو مرو ز پیشم کتف چنین مجنبان
- G1889:3 تو صد شکرستانی ترش چه کردی ابروسبکتر از صبایی چرا شوی گران جان
- G1889:4 منم کنون ز عشق رخ چو گلشن توفراز سرو و گلشن چو صد هزاردستان
- G1889:5 بیا بیا دمم ده که دمدمه لطیفتحیات دل فزاید مرا چو آب حیوان
- G1889:6 بیار عشوه اینک بهای عشوه صد جانهزار جان به ارزد زهی متاع ارزان
- G1889:7 تو عقل عقل مایی چرا ز ما جداییسری که عقل از او شد نه گیج ماند و حیران
- G1889:8 ستون این سرایی ز در برون چراییسرا که بیستون شد نه پست گشت ویران
- G1889:9 تو ماه آسمانی و ما شبیم تاریشبی که مه نباشد غلس بود فراوان
- G1889:10 تو پادشاه شهری و ما کنار شهریچو شهر ماند بیشه چه سر بود چه سامان
- G1889:11 مها توی سلیمان فراق و غم چو دیوانچو دور شد سلیمان نه دست یافت شیطان
- G1889:12 توی به جای موسی و ما تو را عصاییبجز به کف موسی عصا نیافت برهان
- G1889:13 مسیح خوش دمی تو و ما ز گل چو مرغیدمی بدم تو بر ما بر اوج بین تو جولان
- G1889:14 تو نوح روزگاری و ما چو اهل کشتیچو نوح رفت کشتی کجا رهد ز طوفان
- G1889:15 توی خلیل ای جان همه جهان پرآتشکه بیخلیل آتش نمیشود گلستان
- G1889:16 تو نور مصطفایی و کعبه پربتان شدهلا بیا برون کن بتان ز بیت رحمان
- G1889:17 تو یوسف جمالی و چشم خلق بستهنظر ز تو گشاید چو چشم پیر کنعان
- G1889:18 تو گوهر صفایی و ما صدف به گردتصدف چه قیمت آرد چو رفت گوهر کان
- G1889:19 تو جان آفتابی که او است جان عالمسزد گرت بگویم که جان جان کیهان
- G1889:20 به غیب باشد ایمان تو غیب را عیانیکه عین عین عینی و اصل اصل ایمان
- G1889:21 خمش که تا قیامت اگر دهی علامتجوی نموده باشی به ما ز گنج پنهان
ganjoor: sh1889 · public domain