Divan-e Shams› Ghazal 1889› Beyt 2 ← previous · next →
Divan-e Shams · غزل شمارهٔ ۱۸۸۹
- بیا بیا و بازآ به صلح سوی خانه مرو مرو ز پیشم کتف چنین مجنبان
G1889:2
Your language
No rendering in your language yet — it is made for the whole ghazal at once:
ai-draft · gemini-2.5-pro
Commentary on this couplet
Not written yet — a close reading of this couplet inside its ghazal:
The whole ghazal ↗
- 1 دل دل دل تو دل مرا مرنجان·چرا چرا چه معنی مرا کنی پریشان
- 2 بیا بیا و بازآ به صلح سوی خانه·مرو مرو ز پیشم کتف چنین مجنبان
- 3 تو صد شکرستانی ترش چه کردی ابرو·سبکتر از صبایی چرا شوی گران جان
- 4 منم کنون ز عشق رخ چو گلشن تو·فراز سرو و گلشن چو صد هزاردستان
- 5 بیا بیا دمم ده که دمدمه لطیفت·حیات دل فزاید مرا چو آب حیوان
- 6 بیار عشوه اینک بهای عشوه صد جان·هزار جان به ارزد زهی متاع ارزان
- 7 تو عقل عقل مایی چرا ز ما جدایی·سری که عقل از او شد نه گیج ماند و حیران
- 8 ستون این سرایی ز در برون چرایی·سرا که بیستون شد نه پست گشت ویران
- 9 تو ماه آسمانی و ما شبیم تاری·شبی که مه نباشد غلس بود فراوان
- 10 تو پادشاه شهری و ما کنار شهری·چو شهر ماند بیشه چه سر بود چه سامان
- 11 مها توی سلیمان فراق و غم چو دیوان·چو دور شد سلیمان نه دست یافت شیطان
- 12 توی به جای موسی و ما تو را عصایی·بجز به کف موسی عصا نیافت برهان
- 13 مسیح خوش دمی تو و ما ز گل چو مرغی·دمی بدم تو بر ما بر اوج بین تو جولان
- 14 تو نوح روزگاری و ما چو اهل کشتی·چو نوح رفت کشتی کجا رهد ز طوفان
- 15 توی خلیل ای جان همه جهان پرآتش·که بیخلیل آتش نمیشود گلستان
- 16 تو نور مصطفایی و کعبه پربتان شد·هلا بیا برون کن بتان ز بیت رحمان
- 17 تو یوسف جمالی و چشم خلق بسته·نظر ز تو گشاید چو چشم پیر کنعان
- 18 تو گوهر صفایی و ما صدف به گردت·صدف چه قیمت آرد چو رفت گوهر کان
- 19 تو جان آفتابی که او است جان عالم·سزد گرت بگویم که جان جان کیهان
- 20 به غیب باشد ایمان تو غیب را عیانی·که عین عین عینی و اصل اصل ایمان
- 21 خمش که تا قیامت اگر دهی علامت·جوی نموده باشی به ما ز گنج پنهان
ganjoor: sh1889 · public domain