Divan-e Shams› Gazel 189› Dístico 3 ← anterior · seguinte →
Divan-e Shams · غزل شمارهٔ ۱۸۹
- چوگانِ زلف دیدی، چون گوی دررسیدی از پا و سر بُریدی، بیپا و سر به رقص آ
G189:3
Sua língua
Ainda sem tradução na sua língua — é feita para o gazel inteiro de uma só vez:
ai-draft · gemini-2.5-pro
Comentário a este dístico
Ainda não escrito — uma leitura atenta deste dístico no seu gazel:
O gazel inteiro ↗
- 1 آمد بهارِ جانها ای شاخِ تَر به رقص آ·چون یوسف اندر آمد، مصر و شکر به رقص آ
- 2 ای شاهِ عشقپرور، مانندِ شیرِ مادر·ای شیر، جوش! در رو، جانِ پدر، به رقص آ
- 3 چوگانِ زلف دیدی، چون گوی دررسیدی·از پا و سر بُریدی، بیپا و سر به رقص آ
- 4 تیغی به دست، خونی، آمد مرا که چونی؟·گفتم بیا که خیر است، گفتا نه شر، به رقص آ
- 5 از عشق، تاجداران در چرخِ او چو باران·آنجا قبا چه باشد؟ ای خوشکمر! به رقص آ
- 6 ای مستِ هستگشته، بر تو فنا نبشته·رقعهی فنا رسیده، بهرِ سفر به رقص آ
- 7 در دست، جامِ باده، آمد بُتم پیاده·گر نیستی تو ماده، ز آن شاهِ نر به رقص آ
- 8 پایانِ جنگ آمد، آوازِ چنگ آمد·یوسف زِ چاه آمد، ای بیهنر! به رقص آ
- 9 تا چند وعده باشد؟ وین سَر به سجده باشد؟·هجرم ببُرده باشد، دنگ و اثر به رقص آ
- 10 کی باشد آن زمانی؟، گوید مرا فلانی!·کای بیخبر! فنا شو! ای باخبر! به رقص آ
- 11 طاووسِ ما درآید وان رنگها برآید·با مرغِ جان سراید بیبال و پر به رقص آ
- 12 کور و کرانِ عالَم، دید از مسیح، مرهم·گفته مسیحِ مریم کای کور و کر! به رقص آ
- 13 مخدوم، شمسِ دین است، تبریز رشکِ چین است·اندر بهار حُسنش، شاخ و شجر به رقص آ
ganjoor: sh189 · public domain