Divan-e Shams› Ghazal 1905› Beyt 2 ← previous · next →
Divan-e Shams · غزل شمارهٔ ۱۹۰۵
- تو دریا باش و کشتی را برانداز تو عالم باش و عالم را رها کن
G1905:2
Your language
No rendering in your language yet — it is made for the whole ghazal at once:
ai-draft · gemini-2.5-pro
Commentary on this couplet
Not written yet — a close reading of this couplet inside its ghazal:
The whole ghazal ↗
- 1 اگر تو عاشقی غم را رها کن·عروسی بین و ماتم را رها کن
- 2 تو دریا باش و کشتی را برانداز·تو عالم باش و عالم را رها کن
- 3 چو آدم توبه کن وارو به جنت·چه و زندان آدم را رها کن
- 4 برآ بر چرخ چون عیسی مریم·خر عیسی مریم را رها کن
- 5 وگر در عشق یوسف کف بریدی·همو را گیر و مرهم را رها کن
- 6 وگر بیدار کردت زلف درهم·خیال و خواب درهم را رها کن
- 7 نفخت فیه من روحی رسیدهست·غم بیش و غم کم را رها کن
- 8 مسلم کن دل از هستی مسلم·امید نامسلم را رها کن
- 9 بگیر ای شیرزاده خوی شیران·سگان نامعلم را رها کن
- 10 حریصان را جگرخون بین و گرگین·گر و ناسور محکم را رها کن
- 11 بر آن آرد تو را حرص چو آزر·که ابراهیم ادهم را رها کن
- 12 خمش زان نوع کوته کن سخن را·که الله گو اعلم را رها کن
- 13 چو طالع گشت شمس الدین تبریز·جهان تنگ مظلم را رها کن
ganjoor: sh1905 · public domain