Divan-e Shams Ghazal 191 Beyt 5 ← previous · next →

Divan-e Shams · غزل شمارهٔ ۱۹۱

  1. جان فرشته بودی یا رب چه گشته بودی کز چهره می‌نمودی لم یتخذ ولد را

G191:5

Your language

No rendering in your language yet — it is made for the whole ghazal at once:

Commentary on this couplet

Not written yet — a close reading of this couplet inside its ghazal:

The whole ghazal ↗

  1. 1 بیدار کن طرب را بر من بزن تو خود را·چشمی چنین بگردان کوری چشم بد را
  2. 2 خود را بزن تو بر من اینست زنده کردن·بر مرده زن چو عیسی افسون معتمد را
  3. 3 ای رویت از قمر به آن رو به روی من نه·تا بنده دیده باشد صد دولت ابد را
  4. 4 در واقعه بدیدم کز قند تو چشیدم·با آن نشان که گفتی این بوسه نام زد را
  5. 5 جان فرشته بودی یا رب چه گشته بودی·کز چهره می‌نمودی لم یتخذ ولد را
  6. 6 چون دست تو کشیدم صورت دگر ندیدم·بی هوشیی بدیدم گم کرده مر خرد را
  7. 7 جام چو نار درده بی‌رحم وار درده·تا گم شوم ندانم خود را و نیک و بد را
  8. 8 این بار جام پر کن لیکن تمام پر کن·تا چشم سیر گردد یک سو نهد حسد را
  9. 9 درده میی ز بالا در لا اله الا·تا روح اله بیند ویران کند جسد را
  10. 10 از قالب نمدوش رفت آینه خرد خوش·چندانک خواهی اکنون می‌زن تو این نمد را

ganjoor: sh191 · public domain