Divan-e Shams Ghazal 1934 Beyt 10 ← previous · next →

Divan-e Shams · غزل شمارهٔ ۱۹۳۴

  1. ای دوست مرا چو سر تو باشی من غم نخورم ز وام کردن

G1934:10

Your language

No rendering in your language yet — it is made for the whole ghazal at once:

Commentary on this couplet

Not written yet — a close reading of this couplet inside its ghazal:

The whole ghazal ↗

  1. 1 از ما مرو ای چراغ روشن·تا زنده شود هزار چون من
  2. 2 تا بشکفد از درون هر خار·صد نرگس و یاسمین و سوسن
  3. 3 بر هر شاخی هزار میوه·در هر گل تر هزار گلشن
  4. 4 جان شب را تو چون چراغی·یا جان چراغ را چو روغن
  5. 5 ای روزن خانه را چو خورشید·یا خانه بسته را چو روزن
  6. 6 ای جوشن را چو دست داوود·یا رستم جنگ را چو جوشن
  7. 7 خورشید پی تو غرق آتش·وز بهر تو ساخت ماه خرمن
  8. 8 نستاند هیچ کس به جز تو·تاوان بهار را ز بهمن
  9. 9 از شوق تو باغ و راغ در جوش·وز عشق تو گل دریده دامن
  10. 10 ای دوست مرا چو سر تو باشی·من غم نخورم ز وام کردن
  11. 11 روزی که گذر کنی به بازار·هم مرد رود ز خویش و هم زن
  12. 12 وان شب که صبوح او تو باشی·هم روح بود خراب و هم تن
  13. 13 ترکی کند آن صبوح و گوید·با هندوی شب به خشم سن سن
  14. 14 ترکیت به از خراج بلغار·هر سن سن تو هزار رهزن
  15. 15 گفتی که خموش من خموشم·گر زانک نیاریم به گفتن
  16. 16 ور گوش رباب دل بپیچی·در گفت آیم که تن تنن تن
  17. 17 خاکی بودم خموش و ساکن·مستم کردی به هست کردن
  18. 18 هستی بگذارم و شوم خاک·تا هست کنی مرا دگر فن
  19. 19 خاموش که گفت نیز هستی است·باش از پی انصتواش الکن

ganjoor: sh1934 · public domain