Divan-e Shams› Ghazal 1969 ← previous · next →
Divan-e Shams · G1969 · 13 beyts
غزل شمارهٔ ۱۹۶۹
Open any couplet for its own page — rendering, commentary, hard words.
- G1969:1 از بدیها آن چه گویم هست قصدم خویشتنزانک زهری من ندیدم در جهان چون خویشتن
- G1969:2 گر اشارت با کسی دیدی ندارم قصد اونی به حق ذوالجلال و ذوالکمال و ذوالمنن
- G1969:3 تا ز خود فارغ نیایم با دگر کس چون رسمور بگویم فارغم از خود بود سودا و ظن
- G1969:4 ور بگفتم نکتهای هستش بسی تأویلهاگر غرض نقصان کس دارم نه مردم من نه زن
- G1969:5 از تو دارم التماسی ای حریف رازدارحسن ظنی در هوی و مهر من با خویشتن
- G1969:6 دشمن جانم منم افغان من هم از خود استکز خودی خود من بخواهم همچو هیزم سوختن
- G1969:7 چونک یاری را هزاران بار با نام و نشانمدحهای بینفاقش کرده باشم در علن
- G1969:8 فخر کرده من بر او صد بار پیدا و نهانبوده ما را از عزیزی با دو دیده مقترن
- G1969:9 گر یکی عیبی بگویم قصد من عیب من استزانک ماهم را بپوشد ابر من اندر بدن
- G1969:10 رو بدان یک وصف کردم کز ملامت مر ورابهر حق دوستی حملش مکن بر مکر و فن
- G1969:11 من خودی خویش را گویم که در پنداشتیرو اگر نور خدایی نیست شو شو ممتحن
- G1969:12 ای خود من گر همه سر خدایی محو شوکان همه خود دیدهای پس دیده خودبین بکن
- G1969:13 چون خداوند شمس دین را می ستایم تو بدانکاین همه اوصاف خوبی را ستودم در قرن
ganjoor: sh1969 · public domain