Divan-e Shams› Ghazal 1971› Beyt 2 ← previous · next →
Divan-e Shams · غزل شمارهٔ ۱۹۷۱
- دررمید از ننگ ایشان و خبیثیها و مکر از وظیفه مدح یارم این دل هشیار من
G1971:2
Your language
No rendering in your language yet — it is made for the whole ghazal at once:
ai-draft · gemini-2.5-pro
Commentary on this couplet
Not written yet — a close reading of this couplet inside its ghazal:
The whole ghazal ↗
- 1 از دخول هر غری افسردهای در کار من·دور بادا وصف نفس آلودشان از یار من
- 2 دررمید از ننگ ایشان و خبیثیها و مکر·از وظیفه مدح یارم این دل هشیار من
- 3 خاک لعنت بر سر افسوس داری بدرگی·کو کند از خاکساری درهم این هنجار من
- 4 ای بریده دست دزدی کو بدزدد حکمتم·و آنگهی دکان بگیرد بر سر بازار من
- 5 شرم ناید مر ورا از روی من شرم از کجا·ای حرامش باد هر تعلیم از اسرار من
- 6 آن حرامی کز شقاوت تا رود گمره رود·یا رب و ای ذوالجلال از حرمت دلدار من
- 7 خاطرش از زیرکی یا آن ضمیرش از صفا·بر فراز عرش رفتی یاد کردی یار من
- 8 ای دل مسکین من از شرکت ناکس مرم·زانک این سنت ز نااهلان بود ناچار من
- 9 گر غران و ملحدان مر آب و نان را می خورند·خوردن نان هیچ نگذارم پی این عار من
- 10 صبر کن تا دررسد یک مژدهای زان مه لقا·صبر کن تا رو نماید ابر گوهردار من
- 11 صبر آن باشد دلا کز مدح آن بحر صفا·رو نگردانی بلی و بشنوی گفتار من
- 12 گیرم از لطف معانی رفت تمییز از جهان·کی رود بوی دل و جان یم دربار من
- 13 ور رود از دیگران بو از خدیوم کی رود·از شهنشه شمس دین آن تا ابد تذکار من
- 14 کز شراب جان من رویدهمی تبریز در·لالهها و گلبنان بر شیوه رخسار من
- 15 ای خداوند این همه غیرت ز رشک سر توست·ای هوای نازنین و شاه بیآزار من
- 16 من قیاسی کردهام رشک تو را در حق او·لیک اندر رشک تو باطل بود پرگار من
- 17 ای شهنشه شمس دین دانم که از چندین حجاب·بشنود بیداریت این لابههای زار من
- 18 بینش تو بیند این کز پرتو رشک خداست·سنگها از هر طرف بر سینه سگسار من
- 19 از کرم مپسند این را کاین سوار جان من·جز به خرگاهت فرود آید از این رهوار من
- 20 ور فروآید به جز خرگاه تو من از خدا·من فنای محض خواهم ای خدایا یار من
- 21 دوش دیدم کز هوس صد تخم مار اندر رگی·درفکندم امتحان را تا چه گردد مار من
- 22 دیدمش ماری شده او هر زمان در می فزود·من پشیمان گشتهام زان صنعت و کردار من
- 23 من پشیمان قصد او کردم و او از خشم خود·بر زمین می زد همی دندان پرزهرار من
- 24 کاین چنین شاگردکی بدفعل و بدرگ سر کشد·ای خدا ضایع مکن این رنج و این ادرار من
ganjoor: sh1971 · public domain