Divan-e Shams› Ghazal 1983› Beyt 7 ← previous · next →
Divan-e Shams · غزل شمارهٔ ۱۹۸۳
- نشناسند ز مستی ره ده از ره خانه نشناسند که مردیم عجب یا گل رنگین
G1983:7
Your language
No rendering in your language yet — it is made for the whole ghazal at once:
ai-draft · gemini-2.5-pro
Commentary on this couplet
Not written yet — a close reading of this couplet inside its ghazal:
The whole ghazal ↗
- 1 به خدا میل ندارم نه به چرب و نه به شیرین·نه بدان کیسه پرزر نه بدین کاسه زرین
- 2 بکشی اهل زمین را به فلک بانگ زند مه·که زهی جود و سماحت عجبا قدرت و تمکین
- 3 چو خیال تو بتابد چو مه چارده بر من·بگزد ساعد و اصبع ز حسد زهره و پروین
- 4 هله المنه لله که بدین ملک رسیدم·همه حق بود که می گفت مرا عشق تو پیشین
- 5 چو مرا بر سر پا دید به سر کرد اشارت·که رسید آنچ تو خواهی هله ایمن شو و بنشین
- 6 همه خلق از سر مستی ز طرب سجده کنانش·بره و گرگ به هم خوش نه حسد در دل و نی کین
- 7 نشناسند ز مستی ره ده از ره خانه·نشناسند که مردیم عجب یا گل رنگین
- 8 قدح اندر کف و خیره چه کنم من عجب این را·بخورم یا که ببخشم تو بگو ای شه شیرین
- 9 تو بخور چه بود بخشش هله که دور تو آمد·هله خوردم هله خوردم چو منم پیش تو تعیین
- 10 تو خور این باده عرشی که اگر یک قدح از وی·بنهی بر کف مرده بدهد پاسخ تلقین
ganjoor: sh1983 · public domain