Divan-e Shams› Ghazal 1989 ← previous · next →
Divan-e Shams · G1989 · 13 beyts
غزل شمارهٔ ۱۹۸۹
Open any couplet for its own page — rendering, commentary, hard words.
- G1989:1 جنتی کرد جهان را ز شکر خندیدنآنک آموخت مرا همچو شرر خندیدن
- G1989:2 گرچه من خود ز عدم دلخوش و خندان زادمعشق آموخت مرا شکل دگر خندیدن
- G1989:3 بی جگر داد مرا شه دل چون خورشیدیتا نمایم همه را بیز جگر خندیدن
- G1989:4 به صدف مانم خندم چو مرا درشکنندکار خامان بود از فتح و ظفر خندیدن
- G1989:5 یک شب آمد به وثاق من و آموخت مراجان هر صبح و سحر همچو سحر خندیدن
- G1989:6 گر ترش روی چو ابرم ز درون خندانمعادت برق بود وقت مطر خندیدن
- G1989:7 چون به کوره گذری خوش به زر سرخ نگرتا در آتش تو ببینی ز حجر خندیدن
- G1989:8 زر در آتش چو بخندید تو را می گویدگر نه قلبی بنما وقت ضرر خندیدن
- G1989:9 گر تو میر اجلی از اجل آموز کنونبر شه عاریت و تاج و کمر خندیدن
- G1989:10 ور تو عیسی صفتی خواجه درآموز از اوبر غم شهوت و بر ماده و نر خندیدن
- G1989:11 ور دمی مدرسه احمد امی دیدیرو حلالستت بر فضل و هنر خندیدن
- G1989:12 ای منجم اگرت شق قمر باور شدبایدت بر خود و بر شمس و قمر خندیدن
- G1989:13 همچو غنچه تو نهان خند و مکن همچو نباتوقت اشکوفه به بالای شجر خندیدن
ganjoor: sh1989 · public domain