Divan-e Shams› Ghazal 2001› Beyt 4 ← previous · next →
Divan-e Shams · غزل شمارهٔ ۲۰۰۱
- زان خرابم که ز اوقاف خرابات توام در خرابی است عمارت شدن مخبر من
G2001:4
Your language
No rendering in your language yet — it is made for the whole ghazal at once:
ai-draft · gemini-2.5-pro
Commentary on this couplet
Not written yet — a close reading of this couplet inside its ghazal:
The whole ghazal ↗
- 1 دم ده و عشوه ده ای دلبر سیمین بر من·که دمم بیدم تو چون اجل آمد بر من
- 2 دل چو دریا شودم چون گهرت درتابد·سر به گردون رسدم چونک بخاری سر من
- 3 خنک آن دم که بیاری سوی من باده لعل·بدرخشد ز شرارش رخ همچون زر من
- 4 زان خرابم که ز اوقاف خرابات توام·در خرابی است عمارت شدن مخبر من
- 5 شاهد جان چو شهادت ز درون عرضه کند·زود انگشت برآرد خرد کافر من
- 6 پیش از آنک به حریفان دهی ای ساقی جمع·از همه تشنهترم من بده آن ساغر من
- 7 بنده امر توام خاصه در آن امر که تو·گوییام خیز نظر کن به سوی منظر من
- 8 هین برافروز دلم را تو به نار موسی·تا که افروخته ماند ابدا اخگر من
- 9 من خمش کردم و در جوی تو افکندم خویش·که ز جوی تو بود رونق شعر تر من
ganjoor: sh2001 · public domain