Divan-e Shams Ghazal 2044 Beyt 2 ← previous · next →

Divan-e Shams · غزل شمارهٔ ۲۰۴۴

  1. مجلس خوش است و ما و حریفان همه خوشیم آتش بیار و چارهٔ مشتی سپند کن

G2044:2

Your language

No rendering in your language yet — it is made for the whole ghazal at once:

Commentary on this couplet

Not written yet — a close reading of this couplet inside its ghazal:

The whole ghazal ↗

  1. 1 جانا بیار باده و بختم بلند کن·زان حلقه‌های زلف دلم را کمند کن
  2. 2 مجلس خوش است و ما و حریفان همه خوشیم·آتش بیار و چارهٔ مشتی سپند کن
  3. 3 زان جام بی‌دریغ در اندیشه‌ها بریز·در بیخودی سزای دل خودپسند کن
  4. 4 ای غم، برو برو، بر مستانت کار نیست·آن را که هوشیار بیابی گزند کن
  5. 5 مستان مسلّمند ز اندیشه‌ها و غم·آن کو نشد مسلّم او را نژند کن
  6. 6 ای جان مست مجلس «اَبرارَ یَشرَبونَ»·بر گربهٔ اسیر هوا ریش خند کن
  7. 7 ریش همه به دست اجل بین و رحم کن·از مرگ وارهان همه را سودمند کن
  8. 8 عزم سفر کن ای مه و بر گاو نه تو رخت·با شیرگیر مست مگو ترک پند کن
  9. 9 در چشم ما نگر اثر بیخودی ببین·ما را سوار اشقر و پشت سمند کن
  10. 10 یک رگ اگر در این تن ما هوشیار هست·با او حساب دفتر هفتاد و اند کن
  11. 11 ای طبع روسیاه سوی هند باز رو·وی عشق ترک تاز سفر سوی جند کن
  12. 12 آن جا که مست گشتی، بنشین، مقیم شو·و آن‌جا که باده خوردی آن‌جا فکند کن
  13. 13 در مطبخ خدا اگرت قوت روح نیست·آن‌گاه سر در آخُر این گوسفند کن
  14. 14 خواهی که شاهدان فلک جلوه‌گر شوند·دل را حریف صیقل آیینه رند کن
  15. 15 ای دل خموش کن همه بی‌حرف گو سخن·بی‌لب حدیث عالم بی‌چون و چند کن

ganjoor: sh2044 · public domain