Divan-e Shams› Ghazal 2056› Beyt 7 ← previous · next →
Divan-e Shams · غزل شمارهٔ ۲۰۵۶
- فتنه گرگی شده هم دغل و مکر او دام وی از وی کند قانص عیار من
G2056:7
Your language
No rendering in your language yet — it is made for the whole ghazal at once:
ai-draft · gemini-2.5-pro
Commentary on this couplet
Not written yet — a close reading of this couplet inside its ghazal:
The whole ghazal ↗
- 1 خواجه غلط کردهای در روشِ یار من·صد چو تو هم گم شود در من و در کار من
- 2 نبود هر گردنی لایق شمشیر عشق·خون سگان کی خورَد؟ ضیغَمِ خونخوارِ من
- 3 قلزم من کی کشد تخته هر کشتیی ؟·شوره تو کی چرد ز ابر گهربار من
- 4 سر بمگردان چنین پوز مجنبان چنان·چون تو خری کی رسد در جو انبار من ؟
- 5 خواجه به خویش آ یکی چشم گشا اندکی·گرچه نه بر پای توست اندک و بسیار من
- 6 گفت که « عاشق چرا مست شد و بیحیا ؟»·باده حیا کی هلد !؟ خاصه ز خمار من
- 7 فتنه گرگی شده هم دغل و مکر او·دام وی از وی کند قانص عیار من
- 8 بر سر بازار او گرگ کهن کی خرند ؟·هر طرفی یوسفی زنده به بازار من
- 9 همچو تو جغدی کجا باغ ارم را سزد ؟·بلبل جان هم نیافت راه به گلزار من
- 10 مفخر تبریزیان شمس حق و دین بگو·بلک صدای تو است این همه گفتار من
ganjoor: sh2056 · public domain