Divan-e Shams Ghazal 2075 Beyt 8 ← previous

Divan-e Shams · غزل شمارهٔ ۲۰۷۵

  1. تو شمس دین به حقی و مفخر تبریز بهار جان که بدادی سزای صد بهمن

G2075:8

Your language

No rendering in your language yet — it is made for the whole ghazal at once:

Commentary on this couplet

Not written yet — a close reading of this couplet inside its ghazal:

The whole ghazal ↗

  1. 1 توی که بدرقه باشی گهی گهی رهزن·توی که خرمن مایی و آفت خرمن
  2. 2 هزار جامه بدوزی ز عشق و پاره کنی·و آنگهان بنویسی تو جرم آن بر من
  3. 3 تو قلزمی و دو عالم ز توست یک قطره·قراضه‌ای است دو عالم توی دو صد معدن
  4. 4 تو راست حکم که گویی به کور چشم گشا·سخن تو بخشی و گویی که گفت آن الکن
  5. 5 بساختی ز هوس صد هزار مغناطیس·که نیست لایق آن سنگ خاص هر آهن
  6. 6 مرا چو مست کشانی به سنگ و آهن خویش·مرا چه کار که من جان روشنم یا تن
  7. 7 تو باده‌ای تو خماری تو دشمنی و تو دوست·هزار جان مقدس فدای این دشمن
  8. 8 تو شمس دین به حقی و مفخر تبریز·بهار جان که بدادی سزای صد بهمن

ganjoor: sh2075 · public domain