沙姆斯集 嘎扎勒 2088 诗联 10 ← 上一页 · 下一页 →

沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۲۰۸۸

  1. خرابم کن ای جان که از شهر ویران خراجی نجوید نه دیوان نه سلطان

G2088:10

你的语言

尚无你所用语言的译文——译文是为整首嘎扎勒生成的:

此联解说

尚未写就——此联在其嘎扎勒中的精读解说:

嘎扎勒全文 ↗

  1. 1 ببردی دلم را بدادی به زاغان·گرفتم گروگان خیالت به تاوان
  2. 2 درآیی درآیم بگیری بگیرم·بگویی بگویم علامات مستان
  3. 3 نشاید نشاید ستم کرد با من·برای گریبان دریدن ز دامان
  4. 4 بیاور بیاور شرابی که گفتی·مگو که نگفتم مرنجان مرنجان
  5. 5 شرابی شرابی که دل جمع گردد·چو دل جمع گردد شود تن پریشان
  6. 6 نخواهم نخواهم شرابی بهایی·از آن بحر بگشا شراب فراوان
  7. 7 ز تو باده دادن ز من سجده کردن·ز من شکر کردن ز تو گوهرافشان
  8. 8 چنانم کن ای جان که شکرم نماند·وظیفه بیفزا دو چندان سه چندان
  9. 9 بجوشان بجوشان شرابی ز سینه·بهاری برآور از این برگ ریزان
  10. 10 خرابم کن ای جان که از شهر ویران·خراجی نجوید نه دیوان نه سلطان
  11. 11 خمش باش ای تن که تا جان بگوید·علی میر گردد چو بگذشت عثمان
  12. 12 خمش کردم ای جان بگو نوبت خود·توی یوسف ما توی خوب کنعان

ganjoor: sh2088 · public domain