Divan-e Shams› Ghazal 2135› Beyt 8 ← previous · next →
Divan-e Shams · غزل شمارهٔ ۲۱۳۵
- من خود کی باشم آسمان در دور این رطل گران یک دم نمییابد امان از عشق و استسقای تو
G2135:8
Your language
No rendering in your language yet — it is made for the whole ghazal at once:
ai-draft · gemini-2.5-pro
Commentary on this couplet
Not written yet — a close reading of this couplet inside its ghazal:
The whole ghazal ↗
- 1 ای شعشعه نور فلق در قبه مینای تو·پیمانه خون شفق پنگان خون پیمای تو
- 2 ای میلها در میلها وی سیلها در سیلها·رقصان و غلتان آمده تا ساحل دریای تو
- 3 با رفعت و آهنگ مه مه را فتد از سر کله·چون ماه رو بالا کند تا بنگرد بالای تو
- 4 در هر صبوحی بلبلان افغان کنان چون بیدلان·بر پردههای واصلان در روضه خضرای تو
- 5 ای جانها دیدارجو دلها همه دلدارجو·ای برگشاده چارجو در باغ باپهنای تو
- 6 یک جو روان ماء معین یک جوی دیگر انگبین·یک جوی شیر تازه بین یک جو می حمرای تو
- 7 تو مهلتم کی میدهی می بر سر می میدهی·کو سر که تا شرحی کنم از سرده صهبای تو
- 8 من خود کی باشم آسمان در دور این رطل گران·یک دم نمییابد امان از عشق و استسقای تو
- 9 ای ماه سیمین منطقه با عشق داری سابقه·وی آسمان هم عاشقی پیداست در سیمای تو
- 10 عشقی که آمد جفت دل شد بس ملول از گفت دل·ای دل خمش تا کی بود این جهد و استقصای تو
- 11 دل گفت من نای ویم نالان ز دمهای ویم·گفتم که نالان شو کنون جان بنده سودای تو
- 12 انا فتحنا بابکم لا تهجروا اصحابکم·حمدا لعشق شامل بگرفته سر تا پای تو
ganjoor: sh2135 · public domain