Divan-e Shams› Ghazal 2140 ← previous · next →
Divan-e Shams · G2140 · 16 beyts
غزل شمارهٔ ۲۱۴۰
Open any couplet for its own page — rendering, commentary, hard words.
- G2140:1 دل دی خراب و مست و خوش هر سو همیافتاد از اودر گلبنش جان صدزبان چون سوسن آزاد از او
- G2140:2 دلها چو خسرو از لبش شیرین چو شکر تا ابدگر یک زمان پنهان شود نالند چون فرهاد از او
- G2140:3 چون صد بهشت از لطف او این قالب خاکی نگررشک دم عیسی شده در زنده کردن باد از او
- G2140:4 در طبع همچون گولخن ناگه خلیفه رو نموداز روی میر مؤمنان شد فخر صد بغداد از او
- G2140:5 ای ذوق تسبیح ملک بر آسمان از فر اوچشم و چراغ رهبری جان همه عباد از او
- G2140:6 جان صد هزاران گرد او چون انجم او مه در میانمست و خرامان میرود چشم بدان کم باد از او
- G2140:7 شعشاع ماه چارده از پرتو رخسار اوهم جعدهای عنبرین در طره شمشاد از او
- G2140:8 گر یک جهان ویرانه شد از لشکر سلطان عشقخود صد جهان جان جان شد در عوض بنیاد از او
- G2140:9 گرچه که بیدادی کند بر عاشقان آن غمزههاداده جمال و حسن را در هر دو عالم داد از او
- G2140:10 پا برنهادی بر فلک از ناز و نخوت این زمینگر فهم کردی ذرهای کاین شاه خوبان زاد از او
- G2140:11 عقل از سر گستاخیی پیشش دوید و زخم خوردچون دید روح آن زخم را شد در ادب استاد از او
- G2140:12 صد غلغله اندر بتان افتاد و اندر بتگرانتا دستها برداشتند بر چرخ در فریاد از او
- G2140:13 کآخر چه خورشید است این کز چرخ خوبی تافتهستاین آب حیوان چون چنین دریا شد و بگشاد از او
- G2140:14 تا بردرید این عشق او پرده عروس جانهاتا خان و مان بگذاشتند یک عالمی داماد از او
- G2140:15 بر سر نهاده غاشیه مخدوم شمس الدین کسیکز بس جمال عزتش جبریل پر بنهاد از او
- G2140:16 زو برگشاید سر خود تبریز و جان بینا شودتا کور گردد دیده نادیده حساد از او
ganjoor: sh2140 · public domain