沙姆斯集 嘎扎勒 2141 诗联 3 ← 上一页 · 下一页 →

沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۲۱۴۱

  1. چرخ معلق چه بود کهنه ترین خیمه او رستم و حمزه کی بود کشته و افکنده او

G2141:3

你的语言

尚无你所用语言的译文——译文是为整首嘎扎勒生成的:

此联解说

尚未写就——此联在其嘎扎勒中的精读解说:

嘎扎勒全文 ↗

  1. 1 ای تن و جان بنده او بند شکرخنده او·عقل و خرد خیره او دل شکرآکنده او
  2. 2 چیست مراد سر ما ساغر مردافکن او·چیست مراد دل ما دولت پاینده او
  3. 3 چرخ معلق چه بود کهنه ترین خیمه او·رستم و حمزه کی بود کشته و افکنده او
  4. 4 چون سوی مردار رود زنده شود مرد بدو·چون سوی درویش رود برق زند ژنده او
  5. 5 هیچ نرفت و نرود از دل من صورت او·هیچ نبود و نبود همسر و ماننده او
  6. 6 ملک جهان چیست که تا او به جهان فخر کند·فخر جهان راست که او هست خداونده او
  7. 7 ای خنک آن دل که توی غصه و اندیشه او·ای خنک آن ره که توی باج ستاننده او
  8. 8 عشق بود دلبر ما نقش نباشد بر ما·صورت و نقشی چه بود با دل زاینده او
  9. 9 گفت برانم پس از این من مگسان را ز شکر·خوش مگسی را که توی مانع و راننده او
  10. 10 نقش فلک دزد بود کیسه نگهدار از او·دام بود دانه او مرده بود زنده او
  11. 11 بس کن اگر چه که سخن سهل نماید همه را·در دو هزاران نبود یک کس داننده او

ganjoor: sh2141 · public domain