Divan-e Shams› Ghazal 2152› Beyt 2 ← previous · next →
Divan-e Shams · غزل شمارهٔ ۲۱۵۲
- فتنه گر است نام تو پرشکر است دام تو باطرب است جام تو بانمک است نان تو
G2152:2
Your language
No rendering in your language yet — it is made for the whole ghazal at once:
ai-draft · gemini-2.5-pro
Commentary on this couplet
Not written yet — a close reading of this couplet inside its ghazal:
The whole ghazal ↗
- 1 سخت خوش است چشم تو و آن رخ گلفشان تو·دوش چه خوردهای دلا راست بگو به جان تو
- 2 فتنه گر است نام تو پرشکر است دام تو·باطرب است جام تو بانمک است نان تو
- 3 مرده اگر ببیندت فهم کند که سرخوشی·چند نهان کنی که می فاش کند نهان تو
- 4 بوی کباب میزند از دل پرفغان من·بوی شراب میزند از دم و از فغان تو
- 5 بهر خدا بیا بگو ور نه بهل مرا که تا·یک دو سخن به نایبی بردهم از زبان تو
- 6 خوبی جمله شاهدان مات شد و کساد شد·چون بنمود ذرهای خوبی بیکران تو
- 7 بازبدید چشم ما آنچ ندید چشم کس·بازرسید پیر ما بیخود و سرگران تو
- 8 هر نفسی بگوییام عقل تو کو چه شد تو را·عقل نماند بنده را در غم و امتحان تو
- 9 هر سحری چو ابر دی بارم اشک بر درت·پاک کنم به آستین اشک ز آستان تو
- 10 مشرق و مغرب ار روم ور سوی آسمان شوم·نیست نشان زندگی تا نرسد نشان تو
- 11 زاهد کشوری بدم صاحب منبری بدم·کرد قضا دل مرا عاشق و کف زنان تو
- 12 از می این جهانیان حق خدا نخوردهام·سخت خراب میشوم خائفم از گمان تو
- 13 صبر پرید از دلم عقل گریخت از سرم·تا به کجا کشد مرا مستی بیامان تو
- 14 شیر سیاه عشق تو میکند استخوان من·نی تو ضمان من بدی پس چه شد این ضمان تو
- 15 ای تبریز بازگو بهر خدا به شمس دین·کاین دو جهان حسد برد بر شرف جهان تو
ganjoor: sh2152 · public domain