Divan-e Shams› Ghazal 2154› Beyt 3 ← previous · next →
Divan-e Shams · غزل شمارهٔ ۲۱۵۴
- نی تو حریف کی کنی ای همه چشم و روشنی خفیه روی چو ماهیان حوض به حوض جو به جو
G2154:3
Your language
No rendering in your language yet — it is made for the whole ghazal at once:
ai-draft · gemini-2.5-pro
Commentary on this couplet
Not written yet — a close reading of this couplet inside its ghazal:
The whole ghazal ↗
- 1 هین کژ و راست میروی باز چه خوردهای بگو·مست و خراب میروی خانه به خانه کو به کو
- 2 با کی حریف بودهای بوسه ز کی ربودهای·زلف که را گشودهای حلقه به حلقه مو به مو
- 3 نی تو حریف کی کنی ای همه چشم و روشنی·خفیه روی چو ماهیان حوض به حوض جو به جو
- 4 راست بگو به جان تو ای دل و جانم آن تو·ای دل همچو شیشهام خورده میت کدو کدو
- 5 راست بگو نهان مکن پشت به عاشقان مکن·چشمه کجاست تا که من آب کشم سبو سبو
- 6 در طلبم خیال تو دوش میان انجمن·مینشناخت بنده را مینگریست رو به رو
- 7 چون بشناخت بنده را بنده کژرونده را·گفت بیا به خانه هی چند روی تو سو به سو
- 8 عمر تو رفت در سفر با بد و نیک و خیر و شر·همچو زنان خیره سر حجره به حجره شو به شو
- 9 گفتمش ای رسول جان ای سبب نزول جان·ز آنک تو خوردهای بده چند عتاب و گفت و گو
- 10 گفت شرارهای از آن گر ببری سوی دهان·حلق و دهان بسوزدت بانگ زنی گلو گلو
- 11 لقمه هر خورنده را درخور او دهد خدا·آنچ گلو بگیردت حرص مکن مجو مجو
- 12 گفتم کو شراب جان ای دل و جان فدای آن·من نهام از شتردلان تا برمم به های و هو
- 13 حلق و گلوبریده با کو برمد از این ابا·هر کی بلنگد او از این هست مرا عدو عدو
- 14 دست کز آن تهی بود گرچه شهنشهی بود·دست بریدهای بود مانده به دیر بر سمو
- 15 خامش باش و معتمد محرم راز نیک و بد·آنک نیازمودیش راز مگو به پیش او
ganjoor: sh2154 · public domain