Divan-e Shams Ghazal 2156 Beyt 3 ← previous · next →

Divan-e Shams · غزل شمارهٔ ۲۱۵۶

  1. هر نفسی که آن رسد کار دلم به جان رسد گرچه ز پا درآمدم جان سرم به جان تو

G2156:3

Your language

No rendering in your language yet — it is made for the whole ghazal at once:

Commentary on this couplet

Not written yet — a close reading of this couplet inside its ghazal:

The whole ghazal ↗

  1. 1 سیمبرا ز سیم تو سیمبرم به جان تو·وز می نو که داده‌ای جان نبرم به جان تو
  2. 2 زخم گران همی‌کشم زخم بزن که من خوشم·گرچه درون آتشم جمله زرم به جان تو
  3. 3 هر نفسی که آن رسد کار دلم به جان رسد·گرچه ز پا درآمدم جان سرم به جان تو
  4. 4 شکل طبیب عشق تو آمد و داد شربتی·خوردم از آن و هر نفس من بترم به جان تو
  5. 5 نور دو چشم و نور مه چون برسد یکی شود·تو چو مهی به جان من من بصرم به جان تو
  6. 6 هر چه که در نظر بود بسته بود عمارتش·آه که چنین خراب من از نظرم به جان تو
  7. 7 در تبریز شمس دین هست بلندتر شجر·شاد و به برگ و با نوا زان شجرم به جان تو

ganjoor: sh2156 · public domain