Divan-e Shams› Ghazal 2160 ← previous · next →
Divan-e Shams · G2160 · 14 beyts
غزل شمارهٔ ۲۱۶۰
Open any couplet for its own page — rendering, commentary, hard words.
- G2160:1 ندیدم در جهان کس را که تا سر پر نبودهست اوهمه جوشان و پرآتش کمین اندر بهانه جو
- G2160:2 همه از عشق بررسته جگرها خسته لب بستهولی در گلشن جانشان شقایقهای تو بر تو
- G2160:3 حقایقهای نیک و بد به شیر خفته میماندکه عالم را زند برهم چو دستی برنهی بر او
- G2160:4 بسی خورشید افلاکی نهان در جسم هر خاکیبسی شیران غرنده نهان در صورت آهو
- G2160:5 به مثل خلقت مردم نزاد از خاک و از انجموگرچه زاد بس نادر از این داماد و کدبانو
- G2160:6 ضمیرت بس محل دارد قدم فوق زحل دارداگرچه اندر آب و گل فروشد پاش تا زانو
- G2160:7 روان گشتهست از بالا زلال لطف تا این جاکه ای جان گل آلوده از این گل خویش را واشو
- G2160:8 نمیبینی تو این زمزم فروتر میروی هر دماگر ایوبی و محرم به زیر پای جو دارو
- G2160:9 چو شستن گیرد او خود را رباید آب جو او راچو سیبش میبرد غلطان به باغ خرم بیسو
- G2160:10 به سیبستان رسد سیبش رهد از سنگ آسیبشنبیند اندر آن گلشن به جز آسیب شفتالو
- G2160:11 دل ویس و دل رامین ببیند جنت وحدتگل سرخ و گل خیری نشیند مست رو با رو
- G2160:12 از آن سو در کف حوری شراب صاف انگوریاز این سو کرده رو بانو به خنده سوی روبانو
- G2160:13 در آن باغ خوش اعلوفه سپی پوشان چو اشکوفهکه رستیم از سیه کاری ز مازو رفت آن ما زو
- G2160:14 بصیرتها گشاده هر نظر حیران در آن منظردهان پرقند و پرشکر تو خود باقیش را برگو
ganjoor: sh2160 · public domain