Divan-e Shams› Ghazal 2173› Beyt 3 ← previous · next →
Divan-e Shams · غزل شمارهٔ ۲۱۷۳
- چون احمد و بوبکریم در کنج یکی غاری زیرا که دوی باشد غاری من و غاری تو
G2173:3
Your language
No rendering in your language yet — it is made for the whole ghazal at once:
ai-draft · gemini-2.5-pro
Commentary on this couplet
Not written yet — a close reading of this couplet inside its ghazal:
The whole ghazal ↗
- 1 چنگ خردم بگسل تاری من و تاری تو·هین نوبت دل میزن باری من و باری تو
- 2 در وحدت مشتاقی ما جمله یکی باشیم·اما چو به گفت آییم یاری من و یاری تو
- 3 چون احمد و بوبکریم در کنج یکی غاری·زیرا که دوی باشد غاری من و غاری تو
- 4 در عالم خارستان بسیار سفر کردم·اکنون بکش از پایم خاری من و خاری تو
- 5 سرمست بخسپ ای دل در ظل مسیح خود·آن رفت که میبودیم زاری من و زاری تو
- 6 من غرقه شدم در زر تو سجده کنان ای سر·بیکار نمیشاید کاری من و کاری تو
- 7 هر کس که مرا جوید در کوی تو باید جست·گر لیلی و مجنون است باری من و باری تو
- 8 دزدی که رهی میزد هنگام سیاست شد·اکنون بزنیم او را داری من و داری تو
- 9 خاموش که خاموشی فخری من و فخری تو·در گفتن و بیصبری عاری من و عاری تو
ganjoor: sh2173 · public domain